من این بازی رو شروع کردم... نمیدونم درست یا غلط ولی شروع کردم و تا آخرش هم میرم. فعلا که بد پیش نمیره به قول خودش دستش زیر سنگه منه و چون هنوز من و دوست داره به هر سازی که من بزنم میرقصه اما فعلا واسش دارم هنوز دارم خودم روگرم میکنم. تلافی تمام زجرها هایی که کشیدم رو سرش در میارم. تک تک قطره های اشکی که ریختم رو باید جبران کنه. میگه اومدم همه چیز رو درست کنم. چقدر راحت و چقدر پرو و چقدر وقیحه این پسر که فکر میکنه به این راحتی میتونه روح درهم شکسته من و درست کنه حالا می بینه که چطور درست میشه میبینه...