تبليغاتX
دوست جون - انتقام

دوست جون

سلام درددل های دختر تهنا... تهنایه... تهنا...

سلام

میدونم که هر کس پست قبلی من و خونده، چه نظرداده باشه چه نداده باشه، پیش خودش گفته عجب دختر احمقیه که دوباره میخواد برگرده.

اما من نه احمقم نه دوباره میخوام بر گردم  شاید اگر هنوز دوسش داشتم ،از اومدنش خیلی خوشحال میشدم و حتما به سمتش بر میگشتم اما الان من هیچ احساسی ندارم، هیچی، نه فقط نسبت به اون، نسبت به هر کسه دیگه ای که سعی میکنه به زور خودش رو وارد زندگی من بکنه

اما از دیروز تصمیمم عوض شده میخوام باهاش دوست بشم دوباره، نه واسه اینکه عاشقشم نه واسه اینکه میخوام همه چی رو از نوشروع کنم نه....میخوام ازش انتقام بگیرم میخوام همونطوری که زجرم داد زجرش بدم میخوام ذره ذره آبش کنم همونطوری که من و آب کرد

تصمیم به انتقام گرفتم اونم خیلی سخت امیدورام بتونم امیدوارم

پایدار و سلامت باشد

+نوشته شده در 88/01/22ساعت20:36توسط ساحل | |