تبليغاتX
دوست جون - سال 88 اومد...

دوست جون

سلام درددل های دختر تهنا... تهنایه... تهنا...

سلام

خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟ چه خبرا؟

واییییییییی که چقدر دلم واستون تنگ شده بودمیدونید بخاطر آخرین پستی که گذاشته بودم و قرار بود که فرداش اگر نگرفتنم(ماموران حفظ امنیت رو میگم) پست جدید بزارم(خوب میدونم بد قولی کردم) کلی شرمنده حتما فکر کردین گرفتنم نه
اما خیر خیلی هم خوش گذشت و جان سالم به در بردیم

اما از سال جدید بگم براتون هیچی امسال که از تنبلی مسافرت نرفتم و تو خونه موندم همش رویه تختم تویه اتاقم دراز کشیده بودم و در حال نگاه کردن به علیرضا جون بودم(محض اطلاع اون کسایی که الان تهمت و افترا به بنده میبندن بگم که علیرضا همون آقای امیر قاسمی و به نوعی همون تلویزیون طپش هستش) نه عید دیدنی رقتم نه کسایی که اومدن عید دیدنی ام رو دیدم
خلاصه بلعکس همیشه عید خوبی بودبه جان خودم راست میگم.من از شلوغی و مهمون بازی عید متنفرم
امسال بهترین عید من بود امیدوارم واسه شما هم همینطور بوده باشه

پایدار و سلامت باشید

+نوشته شده در 88/01/15ساعت11:57توسط ساحل | |