تبليغاتX
دوست جون - خیانت...

دوست جون

سلام درددل های دختر تهنا... تهنایه... تهنا...

سلام

دلم خیلی گرفته خیلی...دلم میخواد فریاد بزنم انقدر فریاد بزنم تا گوش های خودم هم از شنیدن صدام کر بشه حالم خیلی بده خیلی بد نمیدونم چیکار کنم...

چرا آدم ها فکر میکنن به راحتی میتونن با دیگران بازی کنن هان؟
چرا من باید انقدر بیچاره باشه که دلم رو به آدمی خوش کنم که به راحتی بهم خیانت میکنه...
خیانت
وایییییییییییییی چه کلمه زشتی هیچ وقت فکر نمیکردم معنی این کلمه رو به این تلخی درک کنم

خیلی بده که یه نفر بشه همرازت٬بشه هم بغضت٬بشه همه کست٬ اونوقت سرت و بر گردونی و ببینی که هیچی نبود جز یه آدم پست یه موجود کثافت یه آدم بی شعور که فقط بلده با احساسات دیگران بازی کنه...

آخه آدم نفهم
تو که میدونی عادت به خیانت کردن داری
تو که میدونی نمیتونی دلبسته کسی باشی
تو که میدونی فقط بلدی ادا در بیاری
تو که میدونی همه فقط برات سرگرمین
چرا من بیچاره رو عاشق خودت کردی هان؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟ چرا؟

خیلی سخته که فکر کنی طرفت فقط واسه تو عاشقه٬ فقط واسه تو بلده حرف های عاشقانه بزنه٬ فقط واسه تو گریه میکنه٬ فقط واسه تو درد دل میکنه٬ فقط تو محرم راضشی
اما خودت با چشمات ببینی با گوشات بشنوی که همین کارا رو واسه یکی دیگه میکنه همین حرف ها رو واسه یکی دیگه میزنه وای وای وای واییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

امروز جیغ کشیدم٬ خیلی بلند٬ خیلی خیلی بلند٬ آخه اون تنها کسی بود که تو دنیا به عشقش نسبت به خودم اطمینان داشتم اما امروز فهمیدم که  صمیمیترین دوستم هم به عشق اون اصمینان داره...

ای خدا چه کنم با این درد٬ نفرین نکردم فقط آه کشیدم آّه.................

تو هیچ وقت٬حتی برای یک لحظه ناتمام٬مال خودت نبودی...ولی من...هر چه بودم مال تو بودم٬مال تو و مال چشمهای شهوت ریز فتنه انگیزت... 

پایدار و سلامت باشد

پ.ن:این وسط دوست بیچارم هیچ تقصیری نداشته اونم بازیچه شده(جیغ)

+نوشته شده در 87/11/09ساعت23:57توسط ساحل | |